سلام دوباره
سه شنبه 26 اردیبهشت 1385 05:05 ق.ظ
 به دنبال کسی باش که تو را به خاطر زیبایی های وجودت زیبا خطاب کند نه به خاطر جذابیتهای ظاهریت

who calls you back when you hang up on him کسی که دوباره با تو تماس بگیرد حتی وقتی تلفنهایش را قطع می کنی

who will stay awake just to watch you sleep کسی که بیدار خواهد ماند تا سیمای تو را در هنگام خواب نظاره کند

wait for the guy who kisses your forehead در انتظار کسی باش که مایل باشد پیشانی تو را ببوسدحمایتگر تو باشد

who wants to show you off to world when you are in your sweats کسی که مایل باشد حتی در زمانی که درساده ترین لباس هستی تورا به دنیا نشان دهد

who holds your hand in front of his friends کسی که دست تو را در مقابل دوستانش در دست بگیرد

wait for the one who is constantly reminding you how much he cares about you and how lucky he is to have you در انتظار کسی باش که بی وقفه به یاد توبیاورد که تا چه اندازه برایش مهم هستی و نگران توست و چه قدر خوشبخت است که تو را در کنارش دارد

wait for the one who turns to his friends and says that's her در انتظار کسی باش که زمانی که تو را می بیند به دوستانش بگوید اون خودشه[همان کسی که می خواستم

if you open this you have to repost it ,so that you 'll be showered with only love for the rest of your life اگر تو این ای-میل را باز کنی باید حتما آن را برای چند نفر بفرستی تا باران عشق ومحبت در تمام طول زندگیت بر تو ببارد

|
ادامه مطلب>>>
ازدنیا سیرم
یکشنبه 17 اردیبهشت 1385 04:05 ق.ظ

گاه كه به اطرافم می اندیشم به سادگی ولی سنگین درمی یابم كه چه اندازه گذشت و گذشتن سخت شده است ! چه خوب بود اگر همگی به این توافق رسیده بودیم كه یا بگذر یا همان لحظه پاسخ بده هر چند خشونت بار .... و گهگاه به خود می گویم كه « چه سخت است غریبانه گریستن میان لبخندهای دروغین .......» كاشكی كلام می توانست دایره فكر مرا كالبدشكافی كند .... چه ساده غریب شده ایم و چه ساده فاصله ها به تصاعد رسیده اند .... مراقب باش پلها را یكی یكی شكستن كار ساده ایست ......ماندن و ایستادن و دوست داشتن و صبور ماندن ساده نیست و در این میان دوست داشته شدن و محبوب ماندن از همه چیز سخت تر است ... خیلی وقتها شده است كه پشت شوخی كه به روزگار دارم با خود فكر كرده ام آدمها مثل كرم ابریشم تنها سفید و قهوهای را دیده اند و بسیاری مصرانه با همین دو رنگ عمر خود را سر می كنند .... تنها پروانه ها رنگهای هزار رنگ رنگین كمان شهرام عشق و ابدیت را می نوشند .... چه خوبست پروانه شدن .... كاشكی دستت را دراز می كردی تا من هم پروانه شوم ........

ادامه مطلب>>>
عاشق بی صدا
سه شنبه 29 فروردین 1385 04:04 ق.ظ
پری ناز کوچولو
پری ناز کوچولو رفتی خونم شده ویرون دلم از بی کسی خون نمی تونه که بخونه
حرفای نگفته مونده ولی دل باید بدونه اون که رفته دیگه رفته نمی خواد دیگه بمونه
نمی خوام که باز بیایی اون چشاتو من ببینم خاطرات باز جون بگیرن باز دوباره من بمیرم
نمی خوام که باز بیایی توی تاریکیم بسوزی آخه حیف تو عزیزم که با من با من بمونی
عزیزم سرت سلامت هر جا رفتی هر جا هستی برو که دنیا دو روز قلب تو هیچ وقت نسوزه
نازنین اینو نخوندم که تو رو گریون ببینم الهی برات بمیرم اشکتو هیچ وقت نبینم
عزیزم اینو می خونم که دلم آروم بگیره آخه طفلکی میسوزه طفلکی بی تو میسوزه
پری ناز کوچولو نگو قسمتم همین بود نگو سرنوشت نوشته سهم من از تو همین بود
عزیزم غمت نباشه برو که روبرو نور برو ما تنها می شینیم باسه ی عشقت می میریم
تقدیم به کسی که با دنیا عوضش نمی کنم
از معبود عشق می خوام که هیچ وقت
پریشون و چشای نازت
اشک آلود نباشه
یادت نره
دوست دارم
بیشتر از دیروز
کمتر از فردا
عاشق بی صدا
ادامه مطلب>>>
عاشق بی صدا
سه شنبه 29 فروردین 1385 04:04 ق.ظ
پری ناز کوچولو
پری ناز کوچولو رفتی خونم شده ویرون دلم از بی کسی خون نمی تونه که بخونه
حرفای نگفته مونده ولی دل باید بدونه اون که رفته دیگه رفته نمی خواد دیگه بمونه
نمی خوام که باز بیایی اون چشاتو من ببینم خاطرات باز جون بگیرن باز دوباره من بمیرم
نمی خوام که باز بیایی توی تاریکیم بسوزی آخه حیف تو عزیزم که با من با من بمونی
عزیزم سرت سلامت هر جا رفتی هر جا هستی برو که دنیا دو روز قلب تو هیچ وقت نسوزه
نازنین اینو نخوندم که تو رو گریون ببینم الهی برات بمیرم اشکتو هیچ وقت نبینم
عزیزم اینو می خونم که دلم آروم بگیره آخه طفلکی میسوزه طفلکی بی تو میسوزه
پری ناز کوچولو نگو قسمتم همین بود نگو سرنوشت نوشته سهم من از تو همین بود
عزیزم غمت نباشه برو که روبرو نور برو ما تنها می شینیم باسه ی عشقت می میریم
تقدیم به کسی که با دنیا عوضش نمی کنم
از معبود عشق می خوام که هیچ وقت
پریشون و چشای نازت
اشک آلود نباشه
یادت نره
دوست دارم
بیشتر از دیروز
کمتر از فردا
عاشق بی صدا
ادامه مطلب>>>
نظر نمی دین
شنبه 19 فروردین 1385 10:04 ق.ظ
میشه به یاد داشته باش
تا به فرامشی بسپاری
آنچه را که اندهگینت میسازد
اما . . .
هرگز فراموش مکن
به یاد داشته باشی
آنچه را که شادمانت می سازد . . .
ادامه مطلب>>>
افسوس
شنبه 12 فروردین 1385 02:04 ق.ظ
باز شب آمد بدنها خسته شد
خستگان خفتند و درها بسته شد
جز در رحمت که هرگز بسته نیست
عشق دگر باشد کسی دلخسته نیست
شب است و سکوت است و ماه است ومن
شب و خلوت و اشک اه است و من
شبی چون سیه روزی ،روز من
شب و ناله استخوان سوز من
شب و ناله های نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر می کنم درد را
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سر زند از گریبان من
مرا کشت خاموشی ناله ها
دریغ از فراموشی لاله ها
ادامه مطلب>>>
دلم باز گرفته
شنبه 12 فروردین 1385 02:04 ق.ظ
روزی به شهری سفر خواهم كرد كه دلم هرگز نگیرد ... خسته از این رنگهای سفید وسیاه ... از این پیچش و التهاب واژه ها و مبهوت از این سكون لحظه ها دایره وار به گرد خویش چرخیده ام و پیوسته از خود می پرسم آیا دنیا همینقدر كوچك است ؟ همانند مورچه ای كه درون یك قطره آب زندانی شده است ... شاید روزی بشود از این قطره آب خود را رها كنم و به شهری بزرگتر كه دریاچه اش یك قطره آب نباشد سفركنم... به شهری كوچ خواهم كرد كه دریای ذهن من اسیر قطره خرده فكری سراب گونه نشود ... من از آدمیان خسته و به آدمیان مشتاقم ... من ذهن خویش را تكانده ام از همه مشاقیها و از همه اسارتها و نفرتها و خستگیها .. اكنون كه با سربلندی به این احساس نائل آمدم می خواهم راه خویش گیرم و به شهری سفر كنم كه خدا آنجا فانوسی برایم روشن گذاشته است ...
ادامه مطلب>>>
یا کدوم ترانه من . تو رو مثل گلی پژمرد
شنبه 13 اسفند 1384 04:03 ق.ظ
نمیدونم . نازنینم . که کدوم حرف تو رو آزرد
یا کدوم ترانه من . تو رو مثل گلی پژمرد
نمیدونم . نمیدونم . که چی گفتم تو شنیدی
چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی
اگه روزی تو نباشی بین ما راهی نباشه
نمیدونم کی میتونه که برام مثل تو باشه
اگه روزی تو نباشی یا بری از من جدا شی
نمیدونم تو میتونی عاشقی دوباره باشی؟
این پرنده دل من . نمیتونه پر بگیره
تو رو میخواد در کنارش . بال و پر از سر بگیره
آخه حیفه پر نگیره . پشت ابرا رو نبینه
حیفه اینجا تک و تنها . تو قفس بی کس بشینه
ادامه مطلب>>>